در حین دادن امتحان ها بودیم و هستیم!:دی
گویا از تعطیلات بین ترم هم اثری نخواهد بود! ولی خب خوبه!:))
# هی با خودم فکر کردم من که دارم نمیام ببندم و برم ولی دیدم دلم نمیاد! و میدونستم تابستون باز دلم میخواد هر روز بیام اینجا حرف بزنم، پس اینجا میمونه میشه ویلای تابستونه مون!:دی
اصل کار تابستون میام اضافه اومدم میشه اضافه بر سازمان!:دی
دیدم هر سال همین وضعه گفتم کلا اعلام کنم!
# روشن جآن مون داره یه داستان جدید مینویسه فعلا قسمت اولشو نوشته دارم صبر میکنم ببینم اگه کاملش کرد اونو هم در آینده میذارم براتون!از الان نوید خوش شو میدم!:))
روشن جان همون نویسنده ی داستان "بنفشی که قرمزش بیشتر باشد" میباشد!:دی
# قرار بود بریم تئاتر "الیور توییست"، با کلی ذوق و شوق پزشو دادم و کنسل شد!:|
تو عمرم ندیده بودم تئاتر کنسل شه ولی کنسل شد حالا اگه دوباره بلیت گیرمون بیاد بریم از بهمن شروع میکنن باز!من دلم روشنه که میریم!
#دارم "دختری که رهایش کردی" میخونم دیگه بیشتر از نصف کتاب رو خوندم داره تموم میشه اون رو هم توصیه میکنم بهتون!:)
و پایانش واقعا تا همین الان مشخص نیست و هیچ ایده ای ندارم قراره شاد باشه یا غمگین ولی بذارین تو لیست کتابا بخونین!:))

# اونایی که آهنگای کره ایو اینا دوست دارین برین میکس ناین yg رو ببینین خیلی خوبه واقعا!
# چرا نمیشه آدم هر روز مرغ سوخاری بخوره؟ واقعا چرا؟ هر چه قدر بخورم بازم دلم میخواد! حوصلم سر میره میرم منو های مختلف و نگاه میکنم واسه تعطیلات برنامه میریزم!
# خدای جآن! یه کاری کن یه سری آدما همین قدر خوب بمونن، نشکونشون که بشکنیم....!
اتفاقی نیفتاده ولی جهت پیشگیری!:دی
خدای جآن شکرت!:))
حرف خاصی نبود و نیست! حال دلتون خوب!:))
لبتون خندون!:))
#دوره ی سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود
نوبت دوران من شد روسری سر کرده ای؟
احسان پرسا!
.jpg)
#بعدا_نوشت:
همین الان یه متن توی یه کانالی خوندم!جالب بود واقعا حس کردم منم چند منیم!:دی
همون چیزی که همیشه حس میکردم و حالا میبینم که نه! تنها خودم نیستم!:))
متن میره تو ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: الینا قاسمی